پرش به: ناوبری, جستجو

پنج:حرف خصوصی با نوروز!

حرف خصوصی با نوروز!
Rayanesh-5-esfand93.pdf
شماره پنج

این نوروز کِی می‌آید تا ما را از دست این دانشگاه و کلاس‌ها و درس‌ها و اساتید خسته‌کننده‌اش نجات دهد؟ خسته شدیم از این همه کلاس و تمرین و پروژه و آزمون بی‌خود و بی‌هدف! کِی می‌آید تا کمی درس‌های عقب‌مانده را بخوانیم؟ کِی می‌آید تا شاید قله‌های دست‌نیافته را فتح کنیم و بالاتر بپریم؟ کِی می‌آید تا ...؟ کِی می‌آید تا از مشکلاتمان راحت‌تر فرار کنیم؟ صورت مسأله‌ها را آسان‌تر پاک کنیم؟ و با خیال راحت‌تری علت‌ها را فراموش کنیم؟ این نوروز پس کِی می‌آید؟


نوروز دیگر نه روزی نو، نه زمانی برای نو و تازه‌تر شدن و نه حتی آغاز آفرینش، نه زمانی برای ژرف‌تر نگریستن به خود و نه حتی شستن سیاهی‌های وجود، و نه حتی تمام حرف‌های نخ‌نما شده‌ی دم نوروز، تمام به‌به‌ها و چه‌چه‌ها، بلکه زمانی برای فراموش کردن ضعف‌های نظام آموزشی‌مان، بی‌برنامگی‌هایمان، و شاید مسکنی کوتاه برای مشکلاتمان، و شاید حتی فرصتی برای حریص‌تر شدن و بیشتر در خود فرو رفتن؛ و شاید حتی...


نوروز جان! تو چرا دیگر برای ما نوروز نیستی؟ برای ما نوروز باش؛ نوروزی راستین، با همان حرف‌های نخ‌نما شده‌ی راست. تا شاید براستی نو شدیم و لباس‌های کهنه را از تن به در کردیم، خود نویمان را دوباره یافتیم و... در تو که همیشه نوترین روز بوده‌ای.


با احترام به نوروز