پرش به: ناوبری, جستجو

نشست:940422

نشست هفتم چرایی‌ها: ۲۲ تیرماه ۱۳۹۴

حاضرین: خانم بهجتی و رفیعی و آقای شمسایی و ورمزیار (همگی به صورت مجازی در hangout)

ادامه چرایی‌ها:

قرار شد دست از سر تکنولوژی برداریم و به سراغ ادامه چیستی‌ها و چرایی‌های مربوط به آنها برویم.

چهار مقولهٔ عالِم، استاد، دانشجو، و آموزش

آنچه در اینجا گفته شد آن بود که استاد باید عالِم باشد (پیشنهاد آقای شمسایی). اما در اینجا تعریف عالٍم نیز کامل تر شد و قرار گذاشتیم بر این موضوع تأکید کنیم که عالم کسی است که افزون بر اینکه نسبت به دیگران علم بیشتری دارد، علم او سودمندتر نیز است (به صورت نسبی)

در اینجا خانم رفیعی گفتند که آیا نباید دربارهٔ استاد بگوییم، در مبحث و حوزه خودش عالِم باشد، و نه در همه جا. اما با توجه به اینکه گفتیم علم تکه‌تکه نیست و این دانش است که بخش بخش است، این پیشنهاد را کنار گذاشتیم. همچنین آقای ورمزیار گفتند اتفاقاً خوب نیست بگوییم در مبحث خودش، زیرا علم کلی است. هرچند آقای شمسایی این را هم تا حدی رد کردند و گفتند همان کلی باشد بهتر است.

نکتهٔ دیگری که آقای شمسایی گفتند آن بود که هدف استاد باید عالم کردن دانشجو باشد و هدف دانشجو، عالم شدن؛ و آموزش نیز به تعلم به همین معنا نزدیک باشد.

آقای ورمزیار بحصی را دربارهٔ کیفیت آموزش باز کردند و گفتند که آموزش باید خوب و با کیفیت باشد، برای نمونه استاذی که بلد نیست درس بدهد و ... آقای شمسایی باور داشتند که همین که بگوییم علم باید سودمند باشد و استاد عالم باشد و در پی عالم کردن دانشجو، این را نتیجه خواهد داد، اما آقای ورمزیار تأکید داشتند که هدف جای از کیفیت انجام کار است. اما این بحث به مهارت کشیده شد. تعریفی برای مهارت وجود نداشت، و شروع به بحث برای یافتن معنای مهارت کردیم. آقای ورمزیار شروع به ریشه یابی واژه مهارت کردند و گفتند از مهار و رام و کنترل کردن می‌آید که به نظر نیز درست بود؛ و گفتند مهارت به نظر علمی است که همراه قدرت انجام کار است. اما آقای شمسایی آن را رد کردند و گفتند قدرت نیست، بلکه نوعی دانش است، برای نمونه دانش تعامل با چیزها. آقای ورمزیار در تکمیل و بهبود آن گفتند مهارت دانش کنترل و مهار موجودات جهان است (موجودات به همان معنا).

پس از این تعریف بسیار زیبا، آقای ورمزیار گفتند حال استاد باید مهارت انتقال دانش را داشته باشد و دیگران نیز پذیرفتند.

صنعت و طبیعت

آقای شمسایی حرف از کامل بودن طبیعت زدند، اما گفتند نمی‌توان آن را آورد، زیرا کامل بودن را باید تعریف کردو این کار آسان نیست.

آقای ورمزیار گفتند نباید جایی که ساز و کارهای طبیعی وجود دارد، آن را با ساز و کارهای مصنوعی عوض کنیم. زیرا طبیعت درست رفتار می‌کند. آقای شمسایی گفتند بدین ترتیب، باید در صنعت را تخته کرد، اما موافق و خشنود از آن بودند! اما خانم بهجتی گفتند اینجوری خیلی بد می‌شود، زیرا ما در حال بهتر کردن هستیم و جلوی آن گرفته می‌شود و در عمل هم نمی‌توان این کار را کرد! یعنی عملی نیست. آقای ورمزیار گفتند علت آن است که الان در ساختاری گیر کرده‌ایم که برای ماندن در آن، باید بهبودشان دهیم، همانند همان حرف‌هایی که آقای شمسایی درباره تکنولوژی زدند و اینکه به سمت جنگ با طبیعت می‌رویم. پس از بحث‌های زیاد، به این نتیجه رسیدیم که خوب است باشد!

زندگی

آقای شمسایی گفتند هرچه گفتیم زیرمجموعه همین بوده است و نیازی نیست چیزی بگوییم.

پیشرفت

آقای شمسایی گفتند که تعاریف زیاد و غلطی از پیشرفت وجود دارد که باید درست شود. آقای ورمزیار گفتند پیشرفت الان بیشتر به معنی «تر» شدن است. آقای شمسایی گفتند اما در کل و نهایت، الان به رفاه و آسایش بیشتر ختم می‌شود و نکته اینجاست که قابل اندازه‌گیری هم است. اینکه چقدر حقوق می‌گیریم، چقدر غذا می‌خوردم، زمان استراحت و ... اما گفتند باید برای تعریف خودمان مصداق‌های عینی بیاوریم و آن را عینی تر کنیم، تا بتوانیم از روی آن، چرایی‌هایی دربیاوریم و پیشنهاد دادند همانند تکنولوژی تلاش کنیم نسبت به آن شناخت بیشتری پیدا کنیم.

پایان نشست