پرش به: ناوبری, جستجو

شش:در جستجوی اهداف

ضرب المثل‌هایی همچون «آب در هاون کوبیدن» و یا «در پی باد دویدن» حکایت از کارهایی بیهوده و بی‌هدف دارند که گاه انسان‌ها در کمال ناباوری و شگفتی تمام، در دام آن‌ها می‌افتند و بعلاوه برای آن‌ها بسیار هم تلاش می‌کنند. اما به نظر می‌رسد راه گریز از اینگونه کارها پرسیدن و پاسخ دادن به «چرایی» ها باشد؛ پرسش‌هایی همانند «چرا باید این کار را بکنم؟ به چه هدفی؟...». البته این «چرا» ها یکباره به پایان نمی‌رسند و معمولاً می‌توان پس از هر پاسخی، دوباره همین پرسش‌ها را دربارهٔ آن پاسخ پرسید و این سلسله «چرا» ها تا جایی که فرد را تا حد خوبی قانع نکند، باید ادامه پیدا کند.
اما به نظر می‌آید این اتفاق برای انجمن علمی و فوق برنامه دانشکده (موسوم به SSC) نیافتاده است و هنوز پاسخی قانع‌کننده برای چرایی‌های آن پیدا نشده است و «انجام کارهای علمی و فوق برنامه» که به نظر نام انجمن نیز از آن آمده است، تنها هدف گنگ و مبهم این انجمن باقی مانده است.
این هدف گنگ و مبهم که شاید هم‌ارز بی‌پاسخی برای چرایی‌ها باشد، می‌تواند کناره‌گیری دانشجویان دانشکده از انجام کارهای علمی و فوق برنامه را در پی داشته باشد، البته به جز شمار اندکی که یا به درستی می‌دانند چرا کار می‌کنند، و یا به غلط فکر می‌کنند که می‌دانند. البته «کمک به رشد دانشکده» و «خود را برای دانشکده وقف کردن» و جملاتی همانند این‌ها، همواره می‌تواند عده‌ای را از زندان بی‌پاسخیِ چراها رها کند، حال به درستی یا به فریب. با این همه، انتظار انجام کارهای فوق برنامه از دانشجویی که دلیلی برای انجام آن‌ها ندارد، انتظاری همانند همان کوبیدن آب در هاون است. به نظر می‌آید دانشجویان دانشکده راه درستی را در انجام ندادن کارهای علمی و فوق برنامه پیش گرفته‌اند.
البته باید بگوییم که داشتن اهداف دقیق نیز به تنهایی نمی‌تواند همکاری تمامی دانشجویان دانشکده را به همراه داشته باشد و شرط لازم، همراستا بودن و اشتراک داشتن اهداف دانشجویان دانشکده با اهداف انجمن علمی و فوق برنامه است. البته شاید بتوان این شرط را همان داشتن پاسخ‌هایی قانع‌کننده برای چرایی‌ها دانست، اما برای تمامی دانشجویان دانشکده و نه برای عده‌ای خاص یا انگشت شمار. از این روی، اعضای انجمن نباید به خاطر همکاری نکردن دانشجویان شگفت‌زده و یا آزرده خاطر باشند. بعلاوه در چنین شرایطی، سیاست‌هایی نظیر جذب تمامی دانشجویان به انجام کارهای فوق برنامه، حتی با راهکارهایی نظیر ساختاردهی و تشکیل زیرگروه‌ها نیز بی‌ثمر خواهد ماند.
خوشبختانه و یا متأسفانه حرف‌های زده شده توسط نامزدهای انتخابات سال جاری انجمن نشان از آن دارد که ایشان در پی پاسخ به این چرایی‌های نیستند و بیشتر با همان هدف ساده‌انگارانهٔ «انجام کارهای علمی و فوق برنامه» به صحنه آمده‌اند و با آن سیاست‌ها و راهکارهای خود را چیده‌اند. در چنین شرایطی تشبیه یکی از نامزدهای انجمن به «مستانه در تاریکی راه رقتن و مست‌تر شدن» شاید درست باشد.
در این میان تنها چند نامزد به اهدافی ریزدانه و دقیق‌تر همانند «راهنمایی دانشجویان برای یافتن مسیر آینده‌شان» و «جریان‌سازی علمی و صنعتی» و «توسعه کارآفرینی» پرداختند. هرچند به نظر این نامزدها نیز در پی پاسخ دادن به چرایی‌ها نیامده‌اند و بیشتر علاقه دارند اهداف مد نظرشان را، درست یا غلط، جانشین اهداف هرچند گنگ کنونی کنند. این امر می‌تواند به معنی ناپایدار بودن اهدف انجمن و وابستگی آن‌ به اشخاص باشد. این ناپایداری می‌تواند خطر آسیب زدن بهاهداف کلان را در پی داشته باشد، البته اگر هدف کلانی در کار باشد!
شاید بهتر باشد در شرایط کنونی، نامزدهای انجمن پیش از انجام هر کار عجولانه‌ای که منجر به اتلاف وقت خودشان و دیگران شود، تلاش کنند نخست پاسخ‌هایی قانع‌کننده برای خود، و نه حتی دانشجویان دانشکده، برای چرایی‌های انجمن پیدا کنند و به اهدافی درست و دقیق برای آن بیاندیشند. اهدافی که اگر به درستی برای خودشان قانع‌کننده باشد، احتمالاً دانشجویان دانشکده را نیز با ایشان دوست‌تر خواهد کرد. در این بین برگزاری نظرسنجی‌ها و آمارگیری برای آگاهی از نظر دانشجویان و اهداف ایشان می‌تواند سودمند باشد.